وبلاگicon

خنجین خبر

بخش خنجین، شهر خنجین،خنجین، فراهان

حاشیه وبلاگ خنجین آنلاین بر خاطرات آقای مهندس گودرزی
نویسنده : مدیر - ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۸
 

 با عرض سلام وخسته نباشید خدمت حضرتعالی

 جناب آقای گودرزی از فداکاری حضرتعالی و حسن نیتی و تدبیر و مصلحت اندیشی که در مورد شهرستان فراهان دارید کمال تشکر را دارم و مردم فراهان این از خود گذشتگی شما را فراموش نخواهند کرد .حقیر  حاشیه ای بر یاداشت شما زده ام که انشا الله مورد رضایت حق تعالی باشد اگر چه شاید بوی جانبداری از او احساس شود ولی کاملا بجا و منطقی است

شما در قسمتی از یاداشت خود به آرامش دو تن از کاندیداها اشاره کردید که در قران و روایات و به طور کلی در دین مبین اسلام ازصفات هدایت شدگان و و انسانهای حق طلب شمرده شده است به طور نمونه خداوند متعال در آیه 28 سوره مبارکه رعد می فرماید:  « آنها (هدایت شدگان) کسانى هستند که ایمان آورده‏اند و دل‏هایشان ‏ به یاد خدا مطمئن (وآرام) است؛ آگاه باشید که با یاد خدا دل‏ها آرامش مى‏باید.» همچنین امام صادق (ع) می فرمایند: همانا دل در طلب حق، همواره در سینه جوش و خروش دارد. هرگاه به حق برسد، آرام و قرار مى‏گیرد.( الکافى، ج 2، ص 421)


مدیریت آرام در رابطه با اندیشه ای است که ریشه در تجربه دارد . طبق آموزه های دینی آرامش در زندگی (و به طبع آن  در مدیریت) در قالب واژه هایی نظیر؛ حق، صبر، عدل، درایت، اعتماد و ایثارگری تعریف می شود و در واقع میان تمام مدیریت ها ، " مدیریت آرام " بهترین است. مدیریتی که در آن نام و یاد خدا آرامش بخش و زینت دهنده و حکمران واقعی منطق و عمل است و برای ایجاد آرامش در سازمان نیازمند مدیریت آرام و بهره گیری از اصول آن هستیم

 در مدیریت اسلامی آرامش در لباس تقوی و ایمان معرفی می گردد. به واقع در مسیر کار و زندگی انسان هائی از نعمت آرامش برخوردار خواهند بود که تلاش و کوشش خود را با نام و یاد خدا جلا دهند. به بیان دیگر اگر هرگونه تصمیمی قبل از اتخاذ در ترازوی الهی به محک سنجش گذارده شود دیگر نگرانی بدان راهی ندارد. چنانکه در آیه 82 سوره مبارکه انعام آمده است: « کسانى که ایمان آوردند و ایمان خود را به ظلم نیالودند، در آرامش و امنیت‏اند.». اگر صبر و سکوت به همراه یاد و ذکر خدا در منطق و عمل، و در پندار و گفتار در سازمان نهادینه گردد آرامش در مدیریت و سازمان جاری می شود.

 بنابراین این آرامش برای آقایان محمدی و سلیم آبادی و کمال آبادی یک حسن در مدیریت بشمار می رود. همچنانکه مهر و محبت و عاطفه که در مورد آقای دستجانی ذکر کردید ، نیز یکی از محاسن مورد پسند اسلام می باشد و قابل ستایش است. و در مقابل آن تیکه اندازی و تند خویی زیبنده یک انسان شاخص نیست هرچند در مورد خود شکسته نفسی به خرج داده اید.

 1 : اعتقاد آقای محمدی به روند جاری انتخابات ناشی از تصمیم گیری های نا به جا و نابه خردانه و بدون استناد  به دلایل عقلانی در این مجالس به نام اتحاد و اجماع بوده است به طور نمونه در مثالی که خود حضرت عالی هم به آن اشاره کردید در یکی از مجالس که در یکی از روستاهای بخش خنجین یعنی شیرین آباد  برگزار  شده بود به کاندیداها گزینه قرعه کشی پیشنهاد شده بود  که  این پیشنهاد در زمانی بود که جواب نهایی اعلام صلاحیت ها هنوز از سوی شورای محترم نگهبان اعلام نشده بود و بعضی از آقایان به طور نمونه آقای  محمد حسینی رد صلاحیت شدند ! حال با این پیش زمینه اگر در این جلسه مثلا نام آقای محمد حسینی از داخل قرعه کشی بیرون می آمد تکلیف ، بعد از رد صلاحیت شدن ایشان چه بود ؟ آیا این حق به طور موروثی به احمد حسینی می رسید؟ پس این گزینه عجولانه و غیر کارشناسانه و بدون دلایل عقلی بوده است .

 در ثانی قرعه در عرف و شرع برای مواردی تجویز شده است که افراد داخل در قرعه از همه لحاظ در شرایط یکسانی واقع شده باشند و هیچکدام ارجحیتی نسبت به دیگری نداشته باشد مثلا در همین مورد بحث  آقای دکتر دستجانی به طور قطع و حمایت مستندی که از او شده  و بگوید من حداقل  6000 و همچنین جناب آقای کمال آبادی و سلیم آبادی و دیگر عزیزان حتما این شرایط را دارا باشند، ولی با کمی تحقیق می توان گفت که در شرایط کنونی بیشترین تمرکز قطعی آرا را دریک مکان آقای محمدی دارا می باشد پس کاملا منطقی است که این طور اجماع کردن به قرعه (یعنی تساوی کسی که چند هزار رای قطعی دارد با کسی که خیلی زور بزند چند صد رای دارد )عقلانی نباشد.

 البته اینها همه در صورتی است که ما افراد خارج از گود (با نام اجماع ) بخواهیم به خاطر بعضی منافع شخصی و قومی شانس یک کاندیدا و فرد اصلح را از او بگیریم که این با منطق اسلام و دمکراسی دینی و روند انتخابات در منافات است مگر خود کاندیداها به خاطر درایت و بصیرتی که دارند تشخیص دهند که دیگری از او بهتر است و در عین حال شانس بیشتری دارد و به خاطر منافع شهرستان و خلق الله از حقی که قانون به او داده گذشت کند. 

 و اما آقایانی که می خواستند رای گیری را تحمیل بر جمع کنند با توجه به پاره ای از دلایل ذکر شده در بالا بنابر کدام دلیل منطقی چنین پیشنهادی داشتند؟

 و در صورت تطمیع بعضی از آقایان که در آن جلسه هم بعید نبوده! جواب خلق الله را چه داشتند بدهند و آقایان رای دهنده به آقای وروانی توضیح دهند که ما هم به عنوان صاحب رای اصلحیت ایشان را بدانیم مگر نه این است که رهبری فرمودند افراد غیر کارشناس از کارشناسان تحقیق کنند و بدون تعارف بیایند دلایل خود را بگویند تا ما هم بیشتر پی به مُحسنات ایشان ببریم . ما که از در دوستی با همه سخن می گوییم.

 در ثانی اگر این روند برای اجماع بهتر است چرا در قانون لحاظ نمی شود یعنی اولا بزرگان یا همان لویی جورگه با( منافع شخصی لحاظ شده )تایید کنند و بعد شوراها و احزاب رای دهند و بعد اگر نوبت رسید خلق الله بینوا. یعنی همان چیزی که به طور فرمایشی قبل از انقلاب انجام می شد. اما امام خمینی کبیر (قدس سره)با قاطعیت فرمودند میزان رای ملت است و این تفکرات  را به باد فنا دادند و این یعنی دمکراسی دینی.

 در هر صورت مردم منطقه الحمدالله به برکت این نظام مقدس در بهترین درجه فهم و درایت و بصیرت و از  هدایت و رهمنمود های  رهبری عزیز برخوردارند و خود می دانند سُکان هدایت را باید در دست اهل آن بدهند و فراهان کبیر با پیشینه فرهنگی خود پرچمدار این حرکت است.